در محیطی که خیر و شر در هم آمیخته است، این پرسش مطرح میشود که اولویت با ایجاد ارزشهای مثبت است یا رفع موانع و فساد. با استناد به آموزههای دینی و مثال تاریخی پیامبر اسلام که کار خود را با نفی شرک آغاز کرد، میتوان گفت تقدم با دفع فساد است، همانگونه که مولوی در داستان موش و انبار گندم بر اولویت بستن راه دزد پیش از جمعآوری محصول تاکید میکند.
وضعیت امروز جوامع و سازمانها نشان میدهد که فساد از سطحی خرد به مشکلی بزرگ و اژدهاگونه تبدیل شده است. کمتر روزی است که خبری از فسادهای مالی و اداری در رسانهها منتشر نشود. این هشداری جدی به حاکمان و مدیران است که در اداره کشور، مبارزه با فساد باید در اولویت نخست برنامههای آنان قرار گیرد.
برای کاهش فساد، اعم از فردی و سازمانیافته، دو اقدام اساسی ضروری است: اول، تلاش برای برآورد واقعی حجم فساد در کشور، با وجود غیرشفاف بودن روش مفسدان. دوم، شناسایی و از بین بردن زمینههای ایجاد فساد، مانند اقتصاد دولتی، فقر، مدیریت رانتی و بیتوجهی در گزینش مدیران. بدون این اقدامات ریشهای، تلاش برای پیشرفت بیثمر خواهد بود.