چین در دوران سلسلههای سونگ و مینگ به اوج قدرت خود رسید، با وجود داشتن منابع عظیم و ارتش میلیونی، هرگز به دنبال استعمار سرزمینهای دور نبود. این در حالی است که قدرتربهای غربی در اوج، به گسترش و استعمار روی آوردند.
محققان مدرن مانند جوئل موکیر و همکارانش تأکید دارند که چین در قرن یازدهم از ظرفیت اداری و تجاری بینظیری برخوردار بود، اما این قدرت را به استعمار تبدیل نکرد. سوال اصلی این است: چرا چین با وجود توانایی، مسیر متفاوتی را در مقایسه با غرب انتخاب کرد؟
سه دلیل عمده برای توضیح این تفاوت تاریخی مطرح شده است: تمرکز بر ثبات داخلی، نگرش فرهنگی متفاوت به حاکمیت و اولویتهای اقتصادی که گسترش خارجی را ضروری نمیدانست. این رویکرد منحصر به فرد، سوالات جالبی درباره ماهیت قدرت جهانی امروز چین ایجاد میکند.