پروژه های فشار افزایی در میادین گازی مانند پارس جنوبی از یک تصمیم فنی فراتر رفته و به عاملی حیاتی برای ثبات اقتصاد کلان کشور تبدیل شده است. وابستگی شدید صنایع کلیدی از جمله برق، فولاد و پتروشیمی به گاز طبیعی، هر گونه اختلال در عرضه آن را به کاهش رشد اقتصادی و افزایش تورم ساختاری تبدیل می کند.
عدم سرمایه گذاری به موقع در این پروژه ها به دلیل افت طبیعی فشار مخازن، منجر به کاهش تولید گاز خواهد شد. این کاهش مستقیما با تعطیلی یا کاهش ظرفیت صنایع انرژی بر، افزایش هزینه تولید و در نتیجه افزایش قیمت ها و فشار بر بودجه دولت مرتبط است و ثبات اقتصادی را تهدید می کند.
در نگاه کلان، فشار افزایی دیگر یک انتخاب پروژه ای نیست، بلکه تصمیمی برای جلوگیری از انتقال یک بدهی پنهان به نسل آینده است. تاخیر در این سرمایه گذاری، نسل های بعد را با اقتصادی مواجه می سازد که انرژی در آن کمیاب تر و گران تر بوده و توان رقابت صنعتی آن کاهش یافته است.