طبقه متوسط ایران که زمانی نقش حیاتی در توسعه، آموزش و ثبات اجتماعی ایفا میکرد، در دهههای اخیر به وضعیتی فرسایشی و معلق دچار شده است. سیاستهای اقتصادی نادرست، انسداد مسیرهای تحرک اجتماعی و کاهش کیفیت آموزش، این طبقه را از نیروی مولد به نیروی بقا در اقتصاد پلتفرمی تبدیل کرده است.
نتیجه این روند، تضعیف بنیانهای اقتصادی و اجتماعی جامعه است که میتواند به گرایش به پوپولیسم و بیثباتی سیاسی منجر شود. با وجود نشانههایی از پویایی در شبکههای غیررسمی، تداوم این وضعیت بدون اصلاحات ساختاری هزینههای سنگینی در پی خواهد داشت.